یکشنبه بیست و سوم تیر 1387
در انتظار تو در انتهای پارک نشسته ام
کودکان بازی می کنند
افق نارنجی است
زیر پایم مورچگان به حیات مشغولند
و من در انتهای ابدیت در انتظار تو ام
و تو در ابتدای ابدیت در انتظار من
نوشته شده توسط حامد در ساعت 10:57 | لینک
|
پنجشنبه سیزدهم تیر 1387
پیرمرد در اندیشه ی چیست ؟
افق رو به تاریکی است
هنوز اما زندگی هست
مورچگان می روند
می آیند
در اندیشه ی چیستی ؟
بهار تازه شکوفه زده است .
نوشته شده توسط حامد در ساعت 10:50 | لینک
|